عکس های قشنگ
خاطره
یک روزی از روزها پرنیا خانوم دور از چشم مامانش روی پاش نقاشی کشیده بود وبعد از اینکه کارش تموم شد برای اینکه مامانش متوجه نشه جوراب پاش کرده بود و از قرار معلوم ما قرار بود فردای اون روز به مراسم ختم به کرج بریم صبح همان روز برای اینکه لباس دخترم رو عوض کنم متوجه این شیرین کاری شدم وباهم به نتیجه رسیدیم که ما شلوار پای پرنیا کنیم تا کسی متوجه نشه واز اونجا که قرار بود زودی بر گردیم لباس اضافه چیزی بر نداشتیم .گلاب به روتون بعد از مسجد توراه خونه ننه کرجی پرنیا گفت مامانی جیش دارم ونتونست تحمل کنه کمی از شانس بدمون نم به لباس زیرش زد وما مجبورشدیم دخترم رو به این شکل در بیاریم خلاصه زمین وزمان از این طراحی پرنیا باخبر شدن را...
عکسهای افتخاری دوستان درنامزدی دختر خاله
ژستهای پرنیا در مراسم عروسی پسر خاله پدر داودی
عکسهای چهار تفنگدار
ارادتمندی برادر به خواهر
میهماننی دو دوست قدیمی
به خاطر آلودگی هوا ناچار شدیم تصمیم جدی بگیریم چون مهد کودک هم تعطیل شده بود و پرسنل مهد هم جایی برای نگهداری بچه ها نداشتند من وهمکارم تصمیم گرفتیم تا من به خاطر شرایط بارداریم خونه بمونم وپرنیا ودرسارو هم نگه دارم که چون اون روز سرگرم آشپزی بودم نتونستم خیلی عکسهای جالبی بگیرم چون دوربین اون لحظه ای که می خواستم یه جای دیگه بود.ولی با این وجود بد نشد ......... ...
کاردستی
پرنیا خانوم با دومینوهاش تصمیم گرفت یک روز نقاشی بکشه که تصویر یک دختر رو کشیده که حتی گلسر اون رو هم کشیده ...
سالگرد مادر بزرگ
سسسسسسسسسسسسسسسسلام : امروز اولین سالگرد مادر بزرگم بود وعلی رغم آلودگی شدید هوا وبارداری ام صبح ناگهان نظرم عوض شد وبرای رفتن به بهشت زهرا آماده شدیم تا اواسط راه که رسیدم متوجه وخیم بودن شرایط آب و هوا شدیم ولی نمی شد از این مراسم هم گذشت خلاصه به هر ترتیبی که بود خودمان را در اواخر مراسم رساندیم بعد از اتمام به قطعه هادی برادر عزیزم هم سر زدیم و از بچه هامون که مثل اینکه آلودگی باعث بشاشیت بیشترشون شده بود چند تا عکس گرفتیم: خدایا امروز مصادف بود با اربعین امام حسین وخوشا به سعادت کسانیکه در این روز عزیز در کربلا بودند وحتی کسانی که برای ایشان عزاداری نمودند خدایا از تو می خواهم در این روز به واسطه این امام عزیز به تمام ...












