پرنیاپرنیا، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

عروسکهای نازم پرنیا و پانیا

پرنیا خانوم وشیطنتهاش

از اونجا که موکتهای مامان فاطمه  جون می داد برای عکس گرفتن ما هم این فرصت رو از دست ندادیم و تا می تونستیم از دخترم عکس گرفتیم . فکر می کنم لازم باشه یک توضیحی راجع به عکس زیر بدم: پرنیا خانوم عاشق کاکائو است وهر جا که اونو ببینه حتی به قیمت یواشکی وبدون اجازه هم که شده اونا رو بر می داره واین دخترم فکر می کرد با این نحوه نشستن کسی متوجه برداشتن کاکائو اون نمی شه و...وهر وقت از بابت اینکه این تصور متعلق به کیست سوال می کنیم جواب می دهد شاید هلینا دختر خاله اش باشه تو مدتی که خونه مادری بودیم (مامان خودم )روی تخت به خاطر وضعیت بعد از زایمانم می خوابیدم و یک روز دخترم نقاشی کشیده بود که تو نقاشیش تختو کشیده ب...
26 فروردين 1392

تشکر

سلام : از تمامی دوستانی که در این شادی چهار نفری چه حضوری وچه تلفنی و پیامکی تبریک گفتند ممنونم واز صمیم قلب بهترین ها را برای شان در تمام مراحل زندگی آرزومندم ...
24 فروردين 1392

مروری بر تعطیلات عید ..

این کادوی پانیاست برای خواهر بزرگش پرنیا خانوم برای روزی که از بیمارستان اومده بود . اینم اولین عکس سال 92 از یک خوانواده ی 4 نفره . عکس مادربزگ در کنار نوه ها .. اینم مامان و دخترای نازش در کنار هم . اینم عمه ی پانیا روز قربونی برای پانیا تو خونه ی مامان فاطمه . اینم روز دوم پانیا خانوم . اینم یه عکس تمام رخ از ببعی پانیا خانوم . تصویری از رابطه ی دو خواهر . تصویری از خوشحالی پرنیا جون . به تصویر کشیدن محل خواب مامان مامان سولماز در منزل مادری توسط پرنیا .. تصویری از 13 بدر در پشت بام خونه مامان فاطمه ( فقط سبزه داشتیم ). پرنیا در حال تماشای نمایی از تهران .. ...
14 فروردين 1392