پرنیاپرنیا، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

عروسکهای نازم پرنیا و پانیا

آرزوی پبت نام در کلاس باله

دخترم خیلی دلش می خواد که تو کلاس باله شرکت کنه ولی چون هنوز امکانش فراهم نشده دایما این لباسی که در کودکی موفق به پوشیدنش نشده بود می بوشه وبا این تزینتاتی که طناز جون روی سرش انجام داده در خواست عکس داشتند .به امید روزی که این رویا رو دختر نازم برات به واقعیت تبدیل کنم ...
15 مرداد 1392

خرید گل رز از طرف پدر برای دختر

روزی از روزها که دخترم باپدرش با ماشین بیرون رفته بودند دخترک گل فروشی پشت چراغ به پدر داودی پیشنهاد خرید گل برای دختر خانومش دادکه پرنیا خانوم هم که بسیار مسرور شده بود با وجود اینکه گلها خشک شدند -دور ریخته شدند هنوز این خاطره را تعریف کرد وقند در درونش آب میشود راستی ان روز ان قدر خوشحال بود وبه من می گفت مامانی بیا از من عکس بگیر من هم که از خدا خواسته بودم...... ...
15 مرداد 1392

تولد مامان فاطمه

٥مرداد1392 مقارن با تولد مامان فاطمه بود وعمه نرگس وعمو هادی کیک زیر بغل این روز رو به همراه ما جشن گرفتیم مامان فاطمه تولدت مبارک راستی فردا هم عمو جواد وزن عمو دوباره مامان فطمه رو غافلگیر کردند وبراش کیک خریدند که ما خونه مادی بودیم ونتونستیم تو بذ مشون شرکت کنیم ...
12 مرداد 1392

برسینی وبردیا

یک شب زنگ درب خونه به صدا در اومد ومن درب رو باز کردم و متوجه شدم خواهرم اینا برای دیدن ما اومدن با کلی بستنی که دلتون نخواد خلاصه شب خوبی بود به همه حسابی خوش گذشت ...
6 مرداد 1392